تا اواسط قرن هجدهم میلادی به مبلمان شهری توجه خاصی نمیشد؛ محیط زندگی شهری محدود بود و گستره ای محدود از ارتباطات اجتماعی را تامین می کرد. از سال 1970 به بعد نقطه نظرات، ایده ها و تئوری های نو در نحوه بهره گیری از فضاهای شهری تحولی بزرگ در مبلمان شهری ایجاد کرد. پس از افول و تنزل نظام فئودالی در ایران، عوامل و شرایط اقتصادی جدید با محوریت صنعت و با ایجاد کارخانه ها، بانک ها، راه آهن و راه های ارتباطی، خطوط تلگراف، ساختمان های اداری، وزارتخانه ها، هتل ها، سینماها، مدرسه ها و پادگان ها تغییر کرد و در نهایت بر شهرها و تاسیسات شهری تاثیر گذاشت.

    در پی این تحولات، نصب پیکره های مبلمان شهری بر اساس نیازهای روزمره شهر آغاز شد و شهرها ساختاری جدید پیدا کردند. دامنه نیاز به استفاده از عرصه های خیابان های قابل زندگی و تجربه شهر در ایجاد فضای عمومی و توجه به طراحی فضاهای شهری هر روز گسترده تر شدند. از طرفی زندگی اجتماعی و فعالیت های روزمره که در خارج از خانه در جریان بود، بخش های وسیعی از شهر را به خود معطوف میکرد و از سویی دیگر، انتظارات و سلیقه های گوناگون شهروندان برای استفاده از این فضاها لحظه به لحظه بیشتر شد.

    تمدن کنونی بشر، بیش از پیش شهری شده و رشد شهرنشینی پیامدهای ناگواری را نیز بر جسم و جان شهرها وارد آورده است. ابعاد سکونتگاه ها روز به روز پیچیده تر و مشکلات بومی شهرها نمایان تر شده است. لذا جامعه شهری، علی الخصوص در فرم های امروزی و مدرن، به طور دائم و گسترده در معرض انواع گوناگونی از مخاطرات قرار گرفته است.

    یکی از این مخاطرات بحث ایمنی محصولات مبلمان شهری چه از نقطه نظر فیزیکی و چه از زاویه روانی آن است. لذا میبایست در تدوین استانداردها و ظوابط مربوط به مبلمان شهری که بیشتر جنبه های زیبایی آن در نظر گرفته شده و به ضریب ایمنی و کیفیت آنها کمتر توجه میشود، عنایت خاص داشت.